فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
پروانه ی آبی

پروانه ی آبی
 
قالب وبلاگ
نویسندگان

گاه و بیگاه دلم بد جوری برای خدا تنگ میشه یه وقتایی دلم میخواد بهم وقت بده و تو یه جلسه خصوصی دو نفره درد دلامو بشنوه . اون منو از ملاقاتش به خاطر نگرفتن وقت قبلی محروم نمیکنه هیچ وقت اسمم برای صحبت با اون وارد لیست انتظار نمیشه که معلوم نیست کی نوبت به من برسه ، محاله ، محاله ممکنه بهم بگه نمیپذیرمت .

خیلی بزرگواره ، با وجودی که بالاترین مقام این دنیای شلوغه ، هیچ وقت منتظرم نمیذاره . گاهی اوقات براش نامه مینویسم و میدونم که نامه هامو بی جواب نمیذاره . وقتی توی دفتر خاطراتم نامه هامو مرور میکنم میبینم که حتی یه دونش هم بی جواب نمونده .

بعضی شبا  که تا دمیدن صبح مهمونش بودم ، با هم یه قول و قراری گذاشتیم ، اون به من قول داد همیشه مراقبم باشه و کمتر از عالی ترین بهم نده و من بهش قول دادم ، حتی اگه دل بیقرارم در حسرت ارزویی بال بال میزد و شوق استجابت دعایی به اتشم میکشید با تموم وجودم بدون ذره ای تردید ، اول بگم اجازه خدایا ؟ بارالها ! تو اجازه میدی؟ تو صلاح میدونی؟

اگه تو ناراضی باشی ، دلم به نارضایتیت راضی نمیشه . میدونم اخه تو دوستم داری ، بیشتر از خودم حتی! وهمیشه برام بهترین ها رو خواستی ، اصلا از خوبی بی انتهای تو ، بد خواستن برای بنده هات محاله .

اعتراف میکنم قول سنگینیه و عمل کردن بهش مثه به زبون اوردنش کار ساده ای نیست . برای همین از خودش خواستم و بهش گفتم : من فقط یه بنده ام . چیزهایی هست که تو میدونی و من هیچ وقت نمیدونستم و شاید هیچ وقت هم نفهمم .

اتفاقاتی می افته که ذهن محدود من قادر به تعبیرش نیست ، چشمای قاصر من قادر به دیدن اون چه پشتش هست ، نیست . دلایلی مخفی هست که شاید برای همیشه مسکوت و مکتوم بمونه . اسراری هست که شاید دونستنش ، فهمیدنش ، تو ظرف ادراک و گمان من نگنجه .

اینو تو میدونی ، پس برای لحظه های دشوار ، به من قدرت و تحملش رو ببخش.

منو به اون نقطه برسون که همیشه یادم بمونه ، همه چیز از سوی تو خیر مطلقه ، حتی ا گه ظاهری دردناک دشوار و عذاب اور داشته باشه .

گاهی اوقات ارزوهایی داشتم و تو زیر نامه ارزوهام نوشتی "نه" راستش اولش دلم میگرفت ، حس خوبی نداشتم ، شاید به خاطر جنسم بود که سمبل حس و عاطفه ست . با خودم میگفتم برای همه " اره " برای من " نه " !!! منو ببخش که یه وقتایی از سر بی صبری و ناشکیبایی ، تو خلوت وتنهاییم ازت میپرسیدم اخه چرا ؟ وقتایی که هر چی فکر میکردم ، فکر اسیر خاکم به هیچ جا نمیرسید ، دنبال دلیل میگشتم ودلیلی پیدا نمیکردم ،پیش می اومد که با یه بغض توی گلوم تکرار کنم ، اخه برای چی ؟ مگه من بنده تو نیستم ؟ چی میشه اگه .....؟

یه وقتایی از سر بی حوصلگی و فراموشکاری بهت گله میکردم . چقدر از بزرگواریت شرمنده ام ، که منو در تموم لحظات ناشکریم ، توی تموم لحظات خشم بی جایم ، توی تموم لحظه های بی صبریم ، با محبت تحمل کردی ، نه تنبیهم کردی ، نه حتی ذره ای محبتت رو ازم دریغ کردی .

توی تنها ترین لحظات تنهاییم ، درست همون موقعی که فکر میکردم دیگه هیچ کس نیست ، وقتی احساس میکردم تنهایی توی گور را میفهمم ، برام یه نشونه میفرستادی که من خودم باهاتم تا اخرین لحظه ، برای تموم لحظه هات همراهتم و چند بار باران رحمت تو در اوج تنهایی هام از پنجره اتاق سرک کشید و صدام کرد و با محبت تموم اشکهام و پاک کرد . من که میدونم این دست مهر تو بود به شکل باران !

من تنها بنده تو نبودم اما یه لحظه هم تنها رهام نکردی ، فراموشم نکردی . تو تنها خدای من بودی اما من بارها ........

تو تنها و محکم ترین قوت قلب دل تنهام توی طوفان های زندگیم ، تو ابتدا واصل ارامشم ، تو از من به من نزدیک تر بودی ، نمیدونم که چطور گاهی اوقات چشمای غافلم ندیدت ، اما تو هیچ وقت حتی لحظه ای ترکم نکردی.

ممنون خدا جون عاشقتم.




[ دوشنبه 31 مرداد 1390 ] [ 06:50 ب.ظ ] [ آتنا ]

امشب

خالصانه به ماه نگاه می كنم

گناهانم رادر چشمه مهتاب می شویم

با اشك چشم غسل می كنم

سجاده پر از امیدم را

در مقابل عظمت كبریایی تو می اندازم

از سر صدق می گویم

خدایا!

مرا ببخش

و همه را همانند من!

 

 




[ شنبه 29 مرداد 1390 ] [ 11:59 ق.ظ ] [ آتنا ]

صبر كن خدا بزرگه دل من

یه روزی همون كه می خواستی می شه

یه روزی همون خدای مهربون

واسه مرغ آرزوت پر می كشه 

صبر كن دنیا كوچیكه دل من

یه روزی بهاری می شه این خزون

دل من چشماتو واكن و ببین

ستاره می یاد رو بوم آسمون

 

                                                              یكی هست كه تو رو باور می كنه

                                                              یكی هست كه غصه هاتو فهمیده

                                                              یه روزی دستاتو آروم می گیره

                                                              یه جوری راهو بهت نشون می ده

 

دیگه تنها نمی مونی دل من

نگو از تنهائی و دلواپسی

قصه های غصه هات تموم می شه

صبر كن     یه روز     یه جایی       یه كسی

(مجله موفقیت )

 

براستی یاد خدا و توكل به رحمت او آرام دهنده همه قلبهاست.




[ چهارشنبه 26 مرداد 1390 ] [ 06:14 ب.ظ ] [ آتنا ]

بار الها

راز و نیاز با تو مرا همنوا با شعور الهی می کند تا بهترین موهبت را از کاینات غنی بستانم

خداوندا

عشق تو مرا به سوی هدف های والا راهنمایی می کند و همراه با شهودی الهی و با اندیشه خیرخواهانه نسبت به همه آرامش و عشق را از این رویداد تجربه می کنم

خدیا

با توکل به حکمت و خرد الهی ات مسئولیت زندگی ام را به عهده می گیرم و با اندیشه ای مهر آمیز و منعطف رفتار خوشایندی خواهم داشت

خدایا

من با تدقیم آرامش و محبت به همه صبورانه منتظر چاره های کارساز تو می مانم تا حضور عشق برایم سلامتی آسایش و ثروت پدید آورد

بارالها

در هر لحظه از زندگی ام با توسل به عدل الهی ات امورم از راهی درست خیلی زود به سوی خیر به پیش می روند این موفقیت پاداش توکل به عدالت خداست

من چشم به راه نشانه های الهی صبر می کنم تا در زمانی الهی شرایط به سوی بهبود و خیر پیش بروند

هم اکنون همگام با هوشیاری الهی از هستی بهترین موهبت ها را به شرایط زندگی ام دعوت می کنم

وبه راستی یاد خداوند آرامش بخش دلهاست ،فقط یاد اوست که در سخت ترین شرایط به ما کمک می کند که خود را با حوادث زندگی سازگار سازیم

در این روزها و شبها از همه دوستان التماس دعا دارم




[ شنبه 22 مرداد 1390 ] [ 01:37 ب.ظ ] [ آتنا ]

کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ، فیلسوف است.

کسی که راست و دروغ برای او یکی است متملق و چاپلوس است.

کسی که پول می گیرد تا دروغ بگوید دلال است.

کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد گداست.

کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد قاضی است.

کسی که پول می گیرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد وکیل است.

کسی که جز راست چیزی نمی گوید بچه است.

کسی که به خودش هم دروغ می گوید متکبر و خود پسند است.

کسی که دروغ خودش را باور می کند ابله است.

کسی که سخنان دروغش شیرین است شاعر است.

کسی که علی رغم میل باطنی خود دروغ می گوید زن و شوهر است.

کسی که اصلا دروغ نمی گوید مرده است.

کسی که دروغ می گوید و قسم هم می خورد بازاری است.

کسی که دروغ می گوید و خودش هم نمی فهمد پر حرف است.

کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند سیاستمدار است.




[ چهارشنبه 19 مرداد 1390 ] [ 04:32 ب.ظ ] [ آتنا ]

عصر یک روز زمستانی مرا تنها گذاشت

با بهار آمد مرا در قلب پاییز جا گذاشت

او که بیگانه نبود با مهربانی پس چرا؟

قلب بیمار مرا بی نور فرداها گذاشت

آرزو دارم که آید بار دیگر نزد من

او که روی خاطراتم بی توجه پا گذاشت

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز




[ دوشنبه 17 مرداد 1390 ] [ 12:39 ب.ظ ] [ آتنا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب